غریبانه

همزادکویرم تب باران دارم /درسینه دلی شکسته پنهان دارم/دردفترخاطرات من بنویسید/من هرچه که دارم ازشهیدان دارم

شهید احمد کاظمی..
ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: شهید کاظمی ، خاطرات

امشب داشتم یه کتاب در مورد شهید کاظمی میخوندم خاطراتی از همسنگر ها و همرزم های شهید

گوشه هایی از وصیت نامه ی شهید هم بود ادم وقتی میخونه به حقیری و کوچیکی خودش پی می بره.از خدا میخوام من و همه ی دوستان را مثل شهید کاظمی لایق  و مشتاق شهادت قرار بده.     آمین

2

احمد وقتی از یاران شهید خود سخن میگوید بی تاب می شود و گریه میکند. آن کلاه پشمی را که کلی خاک بر آن نشسته میکشد روی پیشانی تا ابروها و بعد از ته دل آهی می کشد که دل را آتش  می زند. به چشمئ های او که نگاه میکنی بوی عشق می دهد.

می دانید بوی عشق چیست ؟ بوی بدن های سوخته در معبر مین عملیات رمضان است. بوی بدنهای طاول زده از شیمیایی های دشمن در کربلای 8 است. بوی تند کافور در سالن سپنتاست که بیش از ده هزار شهید را در خود دیده است. بوی عشق  بوی بهشتی بوی  عملیات قادر است. این است که احمد نمی تواند جبهه ای نباشد . اگر بخواهیم احمد را خیلی خلاصه تعریف کنیم باید بگوییم ، شیعه ی تنوری بود. راستی راستی تو دهان شیر می رفت و از آن تک دانه هایی بود که شاید هر صد سال یک بار مثل آن پیدا شود.

گوشه هایی از دست نوشته ها و وصیت شهید

 


میلاد امام حسن مجتبی
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

 

میلاد کریمه ی اهل بیت ،سبط پیامبر امام حسن مجتبی بر دوستان ومحبان آن حضرت تبریک وتهنیت.

1