غریبانه

همزادکویرم تب باران دارم /درسینه دلی شکسته پنهان دارم/دردفترخاطرات من بنویسید/من هرچه که دارم ازشهیدان دارم

دکتر چمران
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ تیر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: دستنوشته های چمران

 

 

در فصل زمستان و خزان می گردیم / با نیت خوشحالی شان می گردیم

 

افکار شهید جنگ را ول کردیم / دنبال پلاک و استخوان می گردیم . . .

به مناسبت شهادت دکتر چمران گوشه هایی از وصیت نامه شون رو براتون میگذارم...

       chamran

قسمتی ار وصیتنامه ی شهید:

خدایا! من کوچکم، ضعیفم، ناچیزم، پرکاهی در مقابل طوفان‏ها هستم، به من دیده‏ای عبرت‏بین ده،

  تا ناچیزی خود را ببینم و عظمت و جلال تو را براستی بفهمم و به درستی تسبیح کنم. 

  خدایا! دلم از ظلم و ستم گرفته است، تو را به عدالتت سوگند می‏دهم که مرا در زمره ستم‏گران و ظالمان قرار ندهی. 

 خدایا! می‏خواهم فقیری بی‏‏نیاز باشم، که جاذبه‏های مادی زندگی، مرا از زیبایی و عظمت تو غافل نگرداند.

 خدایا! خوش دارم گمنام و تنها باشم، تا در غوغای کشمکش‏های پوچ مدفون نشوم. 

  خدایا! دردمندم، روحم از شدت درد می‏سوزد، قلبم می‏جوشد، احساسم شعله می‏کشد، و بندبند وجودم از شدت درد صیحه می‏زند، تو مرا در بستر مرگ آسایش بخش.

 خسته ‏ام، پیر شده‏ام، دل‏شکسته‏ام، ناامیدم، دیگر آرزویی ندارم، احساس می‏کنم که این دنیا دیگر جای من نیست، با همه وداع می‏کنم، و می‏خواهم فقط با خدای خود تنها باشم. 

 خدایا! به سوی تو می‏آیم، از عالم و عالمیان می‏گریزم، تو مرا در جوار رحمت خود سکنی ده.

                                        شهید  دکتر چمران

روحش شاد


الله اکبر...
ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحیم

 استاد روپوش سفید و تمیزی پوشیده بود

تا گرد گچ روی لباسش ننشیند.

صدایش سخت به ما که ته کلاس نشسته بودیم میرسید

می گفت:(تمام عضلات بدن از مغز دستور میگیرند

اگر ارتباط مغز با اعضای بدن قطع بشود

اعضا هیچ حرکتی نخواهند داشت

اگر هم داشته باشند کاملا غیر ارادی ونا منظم خواهد بود)

حرف استاد که به اینجا رسید

یکی از دانشجوها که مسن تر از بقیه بود

و همیشه ساکت. بلند شد وگفت:

ببخشید استادُ

وقتی ترکش توپ سر رفیق منو از زیر چشم هاش قطع کرد

 

 

 " تا یک دقیقه الله اکبر میگفت"

شهید بی سر


میلاد علی مبارک..
ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

روی دست پیامبر که خوب جا گرفت شروع کرد به خواندن:

« قد افلح المؤمنون ، الذین هم عن صلاتهم خاشعون و...‌»

نیامده با جبرائیلی ترین کلمات ، از حنجری پاک و با زیبا ترین

لحن عرب، قلب های اطراف کعبه را تسخیر کرد.

و تاریخ شمرد 1 ، 2 ، 3 ، .....60 ، 61 ، 62 و بالاخره 63 سال

و بعد قاری  که نه ! ناطق کعبه زاد حق آخرین سطر تفسیر آیاتش را

با خطی سرخ از جنس خون نوشت و... رفت .

      نوشت :

    زکات یعنی ؛ در رکوع هم سائل را نومید نکردن

    خشوع یعنی ؛ محو خدا بودن و درد تیر را در نماز نفهمیدن

 

                                  نماز یعنی ؛ آن چه من برایش جنگیدم

 

         ایمان یعنی ؛ خدا را به خلق نفروختن ، سه طلاقه کردن دنیا به

 

                                                        هر اسم وعنوان و حزب و رنگ

 

                            و فلاح یعنی ؛  فزت و رب الکعبه من ، یعنی شهادت

 

مردم دیدند ... بود آن چنان که گفت و گفت آن چنان که می خواست باشد

     و   دیدند ... حرف او تا آخر همان بود که اول گفت.

     مردانگی اش را ستودند و به تکرار « لا فتا » ی اُحُد مَردش  نامیدند  و

13 رجب را هم روز مرد.

روز میلاد بزرگ مرد عالم حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام مبارک باد.


با تاخیر...
ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

سلام دوستان

بعد از مدتی نسبتا طولانی اومدم که به روز بشم

جاتون خالی دیشب از اعتکاف برگشتم اونجا که بودم تصمیم گرفتم دیگه از شهدا جدا نشم و تو وبلاگ بیشتر ازشون بنویسم و همیشه به روز باشم ایشالا به یاری خدا و شهدا بتونم رو تصمیمم بمونم

اگه خدا بخواد دیگه امتحانا تموم شد و بلاخره فارغ والتحصیل شدیم حالا تا دلتون بخواد وقت ازاد دارم و حسابی میتونم بنویسم

منتظر نظراتتون هستم

با نظراتتون راهنماییم کنید برای بهتر نوشتن

یا علی