غریبانه

همزادکویرم تب باران دارم /درسینه دلی شکسته پنهان دارم/دردفترخاطرات من بنویسید/من هرچه که دارم ازشهیدان دارم

اشعار صفایی حائری
ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ فروردین ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: صفایی حائری

  انتظار

 

 

 

نمی طپد

 

نمی زند، قلب امید و زندگى

 

نبض امید، خفته است

 

به زندگى امید نیست،

در این فضاى مرگبار

در این فضاى تنگ و تار

 که انتظار می کشد، طلوع یک ستاره را...

 

ستاره ها!! 

تو اى بزرگ تر ستاره ام، طلوع کن.

 

 

 ببین سیاهى آشناى ماست

ببین همیشه هر غروب،

به روى بام آرزو،

در انتظار، دیدنت چقدر، رنج می برم.

 

به هر طرف، نگاه می کنم.

 

به این سیاه آسمان بی ستاره هم...

 

ستاره ها!!!

 

تو، این بزرگ تر ستاره ام،طلوع کن

 

 تو،سرمه ى حقیقتى،

به روى پلک چشم من 

 

تو، چشمه سار زندگى،

میان شوره زار مرگ،

ببین دست هاى زندگى، کشیده شکل مرگ را،

ببین شکل زندگى،چگونه مسخ میشود

در این فضاى مرگبار

در این فضاى تنگ و تار...

 

 که انتظار میکشد، طلوع یک ستاره را....