غریبانه

همزادکویرم تب باران دارم /درسینه دلی شکسته پنهان دارم/دردفترخاطرات من بنویسید/من هرچه که دارم ازشهیدان دارم

نمیدانم....
ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

 

 

 

 

پس از مرگم نمی دانم چه خواهد شد! نمی خواهم بدانم کوزه

 گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت! ولی بسیار مشتاقم که

 از خاک گلویم سوتکی سازد! گلویم سوتکی باشد به دست

کودکی گستاخ و بازیگوش و او یک ریز و پی در پی دم

گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان را

 آشفته و آشفته تر سازد! تابدین سان بشکند در من سکوت

 مرگبارم را.