غریبانه

همزادکویرم تب باران دارم /درسینه دلی شکسته پنهان دارم/دردفترخاطرات من بنویسید/من هرچه که دارم ازشهیدان دارم

نجوای یک شهید....
ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: نجوای شهید

شهید

ما هشت سال فقط دفاع کردیم، ما مظلوم بودیم، چون اسلام مظلوم است، دشمنان اسلام به ما زخم نمی زدند بلکه به اسلام زخم می زدند و تنها سلاح مؤثر در برابر این دشمنان بی خدا فقط خدا بود. ما قوی بودیم و دشمن ضعیف؛ ما مظلوم بودیم و دشمن ظالم، در غربت جنگیدیم. اما با سلاح ایمان، ایستادگی کردیم و ماندیم. نتوانستند در مقابلمان تاب بیاورند، تسلیم خدای ما شدند.آنها پیشرفته ترین سلاح ها را می آوردند و سلاح ما اشک هایمان بود و... آنقدر خدا خدا کردیم که حتی زمینی که روی آن گام برمی داشتیم ، اشک می ریختیم و نماز می خواندیم هم بوی خدا گرفت و مقدس شد. ما رودخانه ی وحشی اروند را رام کردیم، گرمای سوزان جنوب در مقابل اراده مان کم آورد. دستان خدا همه جا با ما بود، ما در آغوش خدا بودیم ، ما با خدا همه چیز داشتیم و دشمن ما گمان می کرد همه چیز دارد؛ او فقیر و حقیر بود. ما پیروز شدیم چون اسلام پیروز شد، چون خدا خواست ما پیروز شویم. و چه نادانند آنانکه خیال می کنند ما مُرده ایم؛ ما زنده ایم، خدا وعده داده بود ما را زنده نگه می دارد واینجا در بهشتش، میزبان ملایکش هستیم. ما زنده ایم و هنوز مانده ایم. ما هنوز هم خدا را داریم، ما قدمی به سوی خدا برداشتیم و خدا ما به عرشش رسانید، ما آنقدر بزرگ شدیم که دیگر این زمین خاکی برایمان کوچک بود، خدا خواست سرزمینهایی که خون ما در آنها ریخته شده؛ مقدس شود، چون حتی ذره های خاک هم بوی خدا می داد؛همچون وجود ما. شلمچه، طلائیه، چزابه، فکه، دوکوهه و... نشانی های بهشت اند و خدا نردبانی از این سرزمین ها به پاس دوستی اش با ما، به سمت بهشت قرارداده است برای شما. ما و فرشتگان به شما سلام می کنیم، هرچند بیشتر شما ما را نمی بینید، ما دعایتان می کنیم، ما از خدا می خواهیم که کمکتان کند. اکثر شما غریبه شده اید؛ نمی دانم چرا؟! وقتی به  شهرها ، محله ها وخانه هایتان هم سر می زنیم باز خیلی ها را نمی شناسیم، کسی هم ما را نمی بیند. برخی سیاهند و برخی رنگی، شیطان با اعتماد به نفس در خیابان ها قدم برمی دارد. دستتان را می گیریم می آوریم نزدیک بهشت، بوی بهشت شیطان را می ترساند، وقتی بوی بهشت بدهید آنوقت برای شیطان غریبه می شوید. کاش این بوی خدا را نگه دارید تا شیطان شما را نشناسد. مراقبش باشید! سوگند خورده ما را گمراه کند. لباس رزم با شیطان را بپوشید، ما برایتان دعا می کنیم، برایتان در بهشت جا گرفته ایم . نکند بهشتتان را به شیطان بفروشید. خیلی ها با ما بودند و حالا سفیران شیطان شده اند. پیش ما بیایید، ما دوستتان داریم؛ وقتی وارد سرزمین مقدس شدید فاخلع نعلیک،کفشهایتان را درآورید. چون به قدمگاه فرشتگان وارد می شوید و فرشتگان لطیفند و از گناه ما زود زخم برمی دارند. مراقب فرشته ها باشید! مراقب خودتان باشید! ما نگران شما هستیم، برایتان دعا می کنیم همیشه بوی خدا بدهید...

برگرفته از سایت یا مهدی