غریبانه

همزادکویرم تب باران دارم /درسینه دلی شکسته پنهان دارم/دردفترخاطرات من بنویسید/من هرچه که دارم ازشهیدان دارم

صدای بال فرشته ها...
ساعت ٦:٥٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

gomnamm

gomnam

  shahid gomnam

دلم میلرزه

صدای بال فرشته ها رو میشنوم

قلبم تند تند میزنه

باید تا جمعه صبر کنیم

چه جور برم به استقبال؟ با چه رویی؟

بوی خاک شلمچه میاد

صدای حاج حسین و میشنوم

نگاهش داره میگه بازم براتون هدیه فرستادیم

شهدا...

همیشه فقط خوبی دارن برای ما

و ما چی داریم؟ جز شرمندگی

واژه ها رو پیدا نمی کنم

نمیدونم خوشحال باشم از اومدن این همه پرستو؟

یا بسوزم از گمنامی اونا؟

زمزمه ها شروع شده میگن سیاسته... کدوم شهید؟

لعنت بر شما...که ...

نمیتونم بگم

نمیتونم حرف بزنم

عاقبت این عشق هلاکم می کند

تا جمعه میمیرم از انتظار

و بعد از اون...

خدایا ما رو شرمنده ی شهدا نکن

همه باید بریم

نباید بذاریم پرستوهامون تو تشییع هم غریب باشن...

ببخشید حرف برای گفتن زیاده اما این بغض اجازه نمیده...

حاج حسین...

 خیلی خسته ام

 دل تنگم

دل تنگه غروبه شلمچه ام

حاجی دست رو دل بی قرار این غریب  بکش

سبکبار تر از شما مسافری نیست

استخوان های سپید و سبک دارید و بس

پلاک هایتان را به یادگار به ما می دهید...

هر بار

ماییم و شرمی سنگین تر...

شما کم کم پیدا میشوید

ما کم کم

گم...

 

در سال ٨٩، ٨٩ شهید گمنام به آغوش خانواده هاشون برگشتن جای تامل داره...

دعا کنید سال ٨٩ قشنگترین سال عمرمون بشه با ظهور صاحب الزمان

سلامتی و ظهور آقا صلوات