غریبانه

همزادکویرم تب باران دارم /درسینه دلی شکسته پنهان دارم/دردفترخاطرات من بنویسید/من هرچه که دارم ازشهیدان دارم

الله اکبر...
ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحیم

 استاد روپوش سفید و تمیزی پوشیده بود

تا گرد گچ روی لباسش ننشیند.

صدایش سخت به ما که ته کلاس نشسته بودیم میرسید

می گفت:(تمام عضلات بدن از مغز دستور میگیرند

اگر ارتباط مغز با اعضای بدن قطع بشود

اعضا هیچ حرکتی نخواهند داشت

اگر هم داشته باشند کاملا غیر ارادی ونا منظم خواهد بود)

حرف استاد که به اینجا رسید

یکی از دانشجوها که مسن تر از بقیه بود

و همیشه ساکت. بلند شد وگفت:

ببخشید استادُ

وقتی ترکش توپ سر رفیق منو از زیر چشم هاش قطع کرد

 

 

 " تا یک دقیقه الله اکبر میگفت"

شهید بی سر