غریبانه

همزادکویرم تب باران دارم /درسینه دلی شکسته پنهان دارم/دردفترخاطرات من بنویسید/من هرچه که دارم ازشهیدان دارم

نیایشهای دکتر چمران
ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ فروردین ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: دکتر چمران

 

 

 

 

 

چمران

 

 

 

 

 

 

از نیایش های دکتر چمران


 

 

اینها را به نیت آن ننوشته‏ام که کسی بخواند، و بر من رحمت آورد، بلکه نوشته‏ام که

 

قلب آتشینم را تسکین دهم، و آتشفشان درونم را آرام کنم. هنگامی که شدت درد و

 

رنج طاقت‏فرسا می‏شد، و آتشی سوزان از درونم زبانه می‏کشید و دیگر نمی‏توانستم

 

آتشفشان وجود را کنترل کنم، آنگاه قلم به دست می‏گرفتم و شراره‏های شکنجه و درد

 

را، ذره‏ذره از وجودم می‏کندم و بر کاغذ سرازیر می‏کردم… و آرام‏آرام به سکون و آرامش

 

می‏رسیدم. آنچه در دل داشتم. بر روی کاغذ می‏نوشتم و در مقابلم می‏گذاشتم، و در

 

اوج تنهایی، خود با قلب خود راز و نیاز می‏کردم، آنچه را داشتم به کاغذ می‏دادم و

 

انعکاس وجود خود را از صفحه مقابلم دریافت می‏کردم، و از تنهایی به در می‏آمدم…

 

 

از مناجاتهای شهید بزرگوار:

" ترا شکر می کنم که از پوچی ها، ناپایداری ها، خوشی ها و قید و بندها آزادم کردی و مرا در طوفانهای خطرناک حوادث رها ننمودی، و در غوغای حیات، در مبارزه با ظلم و کفر غرقم کردی، لذت مبارزه را به من چشاندی، مفهوم واقعی حیات را به من فهماندی... فهمیدم که سعادت حیات در خوشی و آرامش و آسایش نیست، بلکه در جنگ و درد و رنج و مصیبت و مبارزه با کفر و ظلم و بالاخره در شهادت است.

خدایا ترا شکر می کنم که به من نعمت " توکل " و " رضا" عطا کردی، و در سخت ترین طوفانها و خطرناکترین گردابها، آنچنان به من اطمینان و آرامش دادی که با سرنوشت و همه پستی ها و بلندیهایش آشتی کردم و به آنچه تو بر من مقدر کرده ای رضا دادم.

خدایا در مواقع خطر مرا تنها نگذاشتی، تو در کویر تنهایی انیس شبهای تار من شدی، تو در ظلمت ناامیدی، دست مرا گرفتی و کمک کردی... که هیچ عقل و منطقی قادر به محاسبه پیش بینی نبود، تو بر دلم الهام کردی و به رضا و توکل مرا مسلح نمودی، و در میان ابرهای ابهام و در مسیری تاریک مجهور و وحشتناک مرا هدایت کردی."