شهید احمد کاظمی..

فقط میدانم زندگی در این دنیا برایم بسیار سخت است .

سینه ام از دوری دوستان سفر کرده از درد دیگر تحمل ندارد.

ای خدا تو رحم کن و کمک کن. بدی مرا می بینی ، دوست دارم بنده باشم ، بندگی ام راببین.

از درد سختی  که تمام وجودم را می گیرد دیگر تحمل دیدن  ندارم.

وای چه روزهای خوشی بود دوران لطف بی منتهای حق ،دوران جهاد، دوران عشق ، دوران رسیدن آسان به حضرت حق...

هر موقع آماده میشوم چیزی بنویسم آنقدر حرف دارم که نمیدانم کدام را بنویسم ، از درد دنیا ، از دوری شهدا ، از سختی زندگی دنیایی ، از درد از دست خالی بودن برای فردای آن دنیا و هزاران هزار حرف دیگر؟ اگر سخت است خدا را داریم ، اگر در این سپاه هستیم ، خدا را داریمم ، اگر دود دوری دوستان شهیدم را داریم ، خدا را داریم. ای خدای شهدای ، ای خدای حسین ،ای خدای فاطمه ی زهرا ، بندگی خود را  عطا بفرما و در راه خودت شهیدم کن ، ای خدای رب العالمین.

راستی ! چه بگویم ، سینه ام از دوری دوستان سفر کرده ، از درد دیگر تحمل ندارد. خداوندا!تو کمکم کن ، چه کنم؟ فقط و فقط به امید و لطف حضرت تو امیدوارم.

3

التماس دعا.

/ 1 نظر / 6 بازدید